تبليغاتX
موسسه خیریه دانشجوئی جوادالائمه ع
موسسه خیریه دانشجوئی جوادالائمه ع
تو کجایی؟؟؟ ...  

عصر يک جمعه ي دلگير .

دلم گفت بگويم بنويسم که چرا عشق به انسان نرسيده است ؟

چرا آب به گلدان نرسيده است ؟

چرا لحظه ي باران نرسيده است ؟

و هر کس که در اين خشکي دوران به لبش جان نرسيده است ؟به ايمان نرسيده است و غم عششق به پايان نرسيده است ؟

بگوحافظ دل خسته زشيراز بيايد

بنويسد .که هنوزم که هنوزاست چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيده است ؟

چرا کلبه ي احزان به گلستان نرسيده است ؟

دل عشق ترک خورد :گل زخم نمک خورد :زمين مرد:زمين مرد :خداوند گواه است.

دلم چشم به راه است و در حسرت يک پلک نگاه است.

ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد کاش به جايي

 برسد کاش صدايم به صدايي ....

عصر اين جمعه ي دلگير .

وجود تو کنار دل هر بيدل آشفته شود حس .

تو کجايي گل نرگس ؟

تو کجايي گل نرگس ؟

 به خدا آه نفس هاي غريب تو که آغشته به حزني است زجنس غم و ماتم .زده آتش به دل آدم و عالم

مگر اين روز و شب رنگ شفق يافته در سوگ کدامين غم عظمي به تنت رخت عزا کرده اي اي عشق مجسم

 که به جاي نم شبنم بچکد خون جگر از عمق نگاهت .

نکند باز شده ماه محرم که چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت .

به فداي نخ آن شال سياهت .

به فداي رخت اي ماه ! بيا .

صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي آجرک الله ...

عزيز دو جهان .يوسف در چاه .

دلم سوخته از آه نفس هاي غريبت .

دل من بال کبوتر شده .خاکستر پرپر شده .

همراه نسيم سحري روي پر فطرس معراج نفس گشته هوايي .

و سپس رفته به اقليم رهايي :به همان صحن و سرايي که شما زائر آني

 و خلاصه شود آيا که مرا نيز به همراه خودت .زير رکابت ببري تا بشوم کرب و بلايي .:

به خدا در هوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد .نگهم خواب ندارد .

قلمم گوشه ي دفتر .غزل ناب ندارد .

شب من روزن مهتاب ندارد .

همه گويند به انگشت اشاره :

مگر اين عاشق دلسوخته ارباب ندارد .....؟؟

تو کجايي ..؟

تو کجايي شده ام باز هوايي .شده ام باز هوايي ....

دل بیچاره بخواهد که شود کرب و بلایی... کرب و بلایی...

گل نرگس تو کجایی؟

گريه کن گريه و خون گريه کن آري که هر آن مرثيه را خلق شنيده است شما ديده اي آن را

و اگر طاقتتان هست کنون من نفسي روضه زمقتل بنويسم .

و خودت نيز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در يد موسي بشود چون تپش موج مصيبات بلند است

به گستردگي ساحل نيل است ....و اين بحر طويل است .

و ببخشيد اگر اين مخمل خون بر تن تب دار حروف است .که اين روضه ي مکشوف لهوف است .....

عطش بر لب عطشان لغات است و صداي تپش سطر به سطرش همگي موج مزن آب فرات است .

و ارباب همه سينه زنان کشتي آرام نجات است : ولي حيف که ارباب (( قتيل العبرات )) است .

ولي حيف که ارباب((اسير الکربات )) است

 ولي حيف هنوزم که هنوز است حسين ابن علي تشنه ي يار است

و زني محو تماشاست زبالاي بلندي ..

الف قامت او دال و همه هستي او در کف گودال و سپس آه که (( الشمر ......))

خدايا چه بگويم .که (( شکستند سبو را و بريدند ))....

دلت تاب ندارد به خدا با خبرم .

ميگذرم از تپش روضه که خود غرق عزايي .تو خودت کرب و بلايي .

قسمت ميدهم آقا به همين روضه که در مجلس ما نيز بيايي ...

تو کجايي ....

تو کجايي ....گل زهرا...

‏طواف به نیابت مادرم فاطمه علیهاالسلام ...  

هزار بار بشستم دهان به عطر و گلاب
هنوز نام تو بردن کمال بی ادبیست!

فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت جوادالائمه(علیه السلام) را خدمت امام زمان(عج) و همه دوستداران و خدمتگزاران آن حضرت تسلیت عرض میکنیم.

 

سلام

امیدوارم که برکت اهلبیت حال همتون خوب باشه رفقا...

فکرکردم دیدم بهترین کار اینه که یه مطلبی بنویسم که مارو تو شناخت شخصیت و روحیه ی حضرت جوادالائمه(ع) راهنمایی کنه. برای همین در ادامه چند نمونه از این مطالب رو براتون گذاشتم. امیدوارم مفید باشه.

یا علی...


علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل کرده است که به ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم داشتم به نیابت از شما و پدر بزرگوارتان طواف به جا آورم. عده‎ای گفتند: از جانب اوصیاء نمی‎توان طواف کرد. امام فرمود: هر چه توان داری برای ما طواف به جا آور که جایز است.

بعد از سه سال باز به خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم: من در گذشته برای طواف از جانب شما و پدرتان اذن خواستم، شما هم اذن فرمودید و من نیز این کار را انجام دادم، اما بعد از آن مطلبی به دلم افتاد و بدان عمل کردم، حضرت فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی به نیابت رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کردم، امام سه بار فرمود: درود خدا بر رسولش باد.

(خدمت حضرت ادامه دادم) روز دوم از طرف امیرمؤمنان، روز سوم از طرف امام حسن، روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم از طرف حضرت علی بن الحسین، روز ششم از طرف امام محمد باقر، روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، روز هشتم از جانب پدرتان، موسی بن جعفر، روز نهم از طرف پدرتان، علی بن موسی علیهم السلام و روز دهم از طرف شما طواف به جا آوردم، و اینانند کسانی که ولایتشان دین من است.

امام جواد علیه السلام فرمود: در این صورت به خدا سوگند! تو متدین به دینی هستی که خداوند از بندگانش جز آن را نمی‎پذیرد.

به حضرت عرض کردم: گاه می‎شود به نیابت از مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف می‎کنم، حضرت فرمود: این کار را زیاد انجام بده، این بهترین کاری است که انجام می‎دهی.

منبع: فروع کافی، ج 4، ص 314.


 امام جواد علیه السلام به عیادت یكی از اصحابش كه بیمار شده بود رفت در حالیکه آن شخص گریه می‎كرد و در مورد مرگ بی‎تابی می‎نمود.

حضرت به او فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ می‎ترسی؟»

دلیل آن این است كه نمی‎دانی ماهیت مرگ چیست؟ آیا اگر پلیدی ها تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخم‎های پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه این زخم‎ها را از بین می‎برد، آیا نمی‎خواهی كه وارد حمام شوی و بدنت را شستشو نمایی و از زخم‎ها و آلودگی‎ها پاك گردی؟ و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخم‎ها باقی بمانی!

بیمار عرض كرد: البته دوست دارم در این صورت به حمام بروم و بدنم را بشویم.

امام جواد علیه السلام فرمود: مرگ (برای مؤمن) همان حمام است و آن آخرین پاكسازی از آلودگی گناهان و شستشوی ناپاكی‎ها است. بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیده‎ای و به سوی خوشحالی و شادی روی آورده‎ای»

بیمار از فرموده‎های امام جواد علیه السلام قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار دلهره و نگرانی‎اش از بین رفت.

آری وقتی كه انسان از نظر فكری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت كند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی‎دهد و در می‎یابد كه در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج‎ها، و روی آوردن به شادی‎ها انتقال پیدا خواهد كرد.

منبع: معانی الاخبار، ص 290 .


داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله جعفر، معروف به ابوهاشم جعفری نوه پنجم جعفر بن ابی طالب معروف به جعفر طیار، از اصحاب بزرگ، چهار امام است . وی محضر امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام حسن عسكری علیهم السلام را درك كرد و به حضور مقدس امام زمان (عج) نیز نایل شد . ابوهاشم می‎گوید: به امام جواد علیه السلام عرض كردم: خداوند می‎فرماید: " قل هو الله احد "؛ احد به چه معناست؟

حضرت فرمود: احد یعنی كسی كه همه صفات وحدانیت در او جمع است . حضرت ادامه داد: " آیا آیه دیگر قرآن را شنیده‎ای كه خداوند می‎فرماید: اگر از این كافران مشرك بپرسی آسمان‎ها و زمین را چه كسی آفریده است؟ و خورشید و ماه در تسخیر كیست؟ به یقین آنان می‎گویند، خدا ."

آیا پس از این نیز می‎توان شریكی برای خداوند تصور كرد؟

ابوهاشم نقل می‎كند از حضرت پرسیدم: معنای آیه دیگر قرآن كه او را هیچ چشمی درك نمی‎كند و حال آن كه او بینندگان را مشاهده می‎كند، چیست؟

امام جواد علیه السلام فرمود: ای ابوهاشم، دقیق‎تر از ادراك چشم‎ها، ادراك دل‎هاست . در حال حاضر تو می‎توانی در خاطر و ذهن خود "سند" و "هند" و شهرهای دیگر را كه نرفته‎ای مجسم كنی در حالی كه مشاهده آنها با چشم برای تو مقدور نیست .

خداوند را با چشم دل‎ها نمی‎توان درك كرد تا چه رسد به درك و مشاهده آن با چشم (سر).

منبع: اصول كافی، ج 1 ،ص 98/ کتاب الامام الجواد علیه السلام من المهد الی اللحد، ص172/ الاحتجاج ، ج 2، ص 238 . (برگرفته از سایت تبیان)

بگذار نگاهت کنم... ...  
مي ‌شود يکي شيريني محبتت را بچشد و سراغ کسي ديگر برود؟

مي‌شود يکي با تو مأنوس باشد و دلش بيايد يک لحظه رو از تو برگرداند؟

 ما را هم بگذار بين آنها که براي دوستي انتخاب کردي، دوستي‌شان را خالص کردي و شوق ديدنت را انداختي به دلشان؛ همان‌ها که به هر چه کني، راضي‌اند؛ همان‌ها که اجازه دادي رويت را ببينند و قلبشان را از عشقت پر کردي. براي ديدار، انتخابشان کردي؛ کاري کردي همه صورتشان رو به تو باشد و دلشان از هر کس و هر چيزي جز تو خالي باشد.
ما را هم بگذار بين آنها که شادي‌شان با توست؛ همه عمرشان از ته دل، آه شوق مي‌کشند و عاشقانه مي‌خوانند. ياد بزرگي‌ات مي‌افتند و پيشاني به خاک مي‌گذارند؛ چشم‌هايشان از ذوق بندگي‌ات خواب ندارد و اشک‌هايشان از هراس روبه‌رو شدن با تو مي‌ريزد.
از تو مهرت را مي ‌خواهم و مهر هر که مهر تو را دارد و مهر هر کاري که مرا به تو نزديک مي‌کند. خودت را براي من محبوب‌تر از همه کن و بگذار محبتت مرا ببرد تا بهشت و شوقت نگذارد نافرماني کنم.

منت بگذار به من و بگذار نگاهت کنم.(صحیفه سجادیه)


برادران رسول خداصلي الله عليه وآله
اصحاب در محضر پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله بودند، در ضمن سخن، عرض كردند: آيا ما برادران توايم اي رسول خدا؟!
آن حضرت فرمود: نه، شما اصحاب من هستيد؛ برادران من كساني هستند كه بعد از من مي آيند و به من ايمان مي آورند، در حالي كه مرا نديده اند. سپس فرمود: براي عمل صالح هر فردي از آن ها، پنجاه برابر عمل صالح شما پاداش داده مي شود».
اصحاب با تعجب گفتند: پنجاه نفر از خودشان؟.
آن حضرت فرمود: نه، پنجاه نفر از شما.
آن ها سه بار اين سؤال را تكرار كردند، پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله همين جواب را داد، سپس به علت پاداش پنجاه برابر آنها اشاره كرده و فرمود: لاِنَكُمْ تَجِدُونَ عَلَي الْخَيْرِ اَعْواناً؛ اين به خاطر آن است كه شما داراي شرايطي هستيد كه آن شرايط شما را در كارهاي خير ياري مي كند ولي آنها چنين شرايطي ندارند».(1) (مانند حضور پيامبرصلي الله عليه وآله و علي عليه السلام و نزول وحي و...)(2)
1) تفسير روح البيان، ج 9، ص 61.
2) محمد محمدي اشتهاردي، داستان دوستان، ج 2، حكايت 26

پی نوشت: با سلام خدمت دوستان و همکاران محترم

این حدیثی که ملاحظه کردید رو حاج آقا گرجی (که ایشون از علمای اصفهان هستند و بیان خیلی شیرینی دارند!) تو اعتکاف اصفهان برامون تعریف میکردند (خدایا! خودت هوای اصفهانیا رو داشته باش!!! آخه خیلی باحالند!البته یه وقت تعریف از خود نباشه ها!)

بعد خودشون میخندیدند و از روی مزاح میگفتند: حتما پیامبر به اصحاب فرمودند که تو دوره آخر الزمان یه جایی درست میشه که بهش میگند دانشگاه!!! بعضی از اونهایی که تو این دانشگاه میاند یه سر و وضع و ظاهری برا خودشون درست کردند که اگه شماها که اصحاب منید اونارو ببینید دامن از کف خواهید داد!!! برای همینه اونایی که تو اون دوره هستند و ایمانشون رو حفظ میکنند ۵۰ برابر شما هستند...  

خدایا! به حق گل سر سبد خلقت حضرت رسول اکرم که با آفرینشش بر سرهمه عالم و آدم منت گذاشتی ازت میخوایم که تو این شرایط و فتنه های آخر الزمان خودت دستمون رو بگیری و مارو برای یاری ولی خودت روی زمین تربیت کنی...

همه بگین آآآآآآآآآآآآآآامین...

راستی رفقا دو سه هفتست شبای جمعه شبکه سه از پشت دیوار گلستان بقیع دعای کمیل ایرانیها رو پخش میکنه... اونا که رفتند میدونند وقتی آدم اون صحنه رو میبینه چقدر دلش میگیره...

ما رو که نذاشتند دعا بخونیم اما خوش بحال اونایی که الان مدینه هستند و این لیاقت رو خدا بهشون داده... دعا کنید رفقا... دعا کنید آقامون بیاند تا انشاالله در رکابش بریم برای ساخت یه حرم خوشگل تو بقیع...

یا علی و همواره با علی

دل تنگی.... ...  

یه گوشه ی دنج دارم که هر وقت سیر می شم ، میشه پناه من. میشینم اونجا و از پنجره اش بیرون رو نگاه میکنم.

 هر وقت که سیر می شم. هر وقت از آدمای اطرافم سیر می شم. هر وقت از کتاب خوندن سیر میشم. هر وقت از فقط حرف زدن و عمل نکردن سیر می شم. هر وقت از صمیمی ترین دوستام سیر میشم. هر وقت از هر چیز نو و کهنه سیر می شم. هر وقت از دیدن عکس واقعی خودم تو آینه سیر می شم.هر وقت از دیدن خود با نقابم تو آینه سیر می شم. هر وقت از دیدن آدمای بی درد سیر می شم. وقتی از بی دردی خودم سیر می شم. وقتی از درد خودم سیر می شم. خلاصه هر وقت که تو فکرشو بکنی میشینم اونجا و از پنچره اش بیرون رو نگاه میکنم. یه درخت پشت پنجره هست که گاهی سبزه ، گاهی زرد ، گاهی هم هیچ برگی نداره که نشونم بده. امروزم همونجای دنج نشسته بودم.

اونقدر سیر از دنیا که دلم می خواست همشو بالا بیارم. که یهو آسمون تپید.

انگار سیر بود دلش مثل دلم. آره دل آسمون تپید. بعدشم بارون. بارون و رحمت ، بارون و نعمت. فهمیدم دل آسمون از دل من پرتره. بارید و بارید.

 درخت پشت پنجره رنگش وا شد. دیگه از گرد و غبار خبری نبود. درختی که جلو چشمای من بود انگار داشت لبخند می زد. اما آسمون به همین یه درخت اکتفا نکرد. درختای دیگه همه منتظر بودن. اصلا درختا که هیچی، زمین هم منتظر قطره ها بود. بارید و بارید.

همینطور که نگاه میکردم انگار یکی همراه با صدای بارون توی گوشم زمزمه میکرد ببار. ببار که خیلی از زمین ها کویرن. کویرهایی که پر شوره زارن. انگار یکی می گفت واسه سبک شدن باید بباری. باید قطره قطره بباری. باید دلت بتپه واسه درختی که می دونی تشنه ست. واسه آسمون دلم دنبال یه زمین می گردم،که بتپه گاهی، که بباره گاهی، که سیر کنه گاهی... .

نویسنده متن ( خادم الجواد مسعودی)

یا علی

دستورالعمل اخلاقی امام خمینی(ره) ...  
 دستورالعمل اخلاقی امام خمینی(ره) به جوانان :

١- نمازهای یومیه را در پنج وعده بخوانید و نماز شب را حتما بپای دارید.

 ٢- اوقات خواب خود را کم کنید و بیشتر قرآن بخوانید (بویژه سورۀ مزّمّل).

 ٣- راس ساعت مقرر که بیدار می شوید ، دیگر نخوابید.

 ۴- روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرید.{نویسنده حقیر: میتونید غذاتون رو سلف ۱۵ رزرو کنید!}

 ۵- کم خوری را پیشه کنید ( خود را به خوردن شیر ، خرما و حلوا عادت بدهید ).

 ۶- در مجالس و میهمانیهای باشکوه که فقرا به آن راه ندارند شرکت نکنید و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید.{طبق این جمله حدود هشتاد درصد مهمونیهامون رو باید بذاریم کنار! باید بذاریم کنار چون به نفع خودمونه رفقا}

 ٧- برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده قائل باشید .{تو جلسه ها دیر نیاید!}

 ٨- به تهیدستان انفاق کنید.

 ٩- از مواضع تهمت دوری کنید.

 ١٠- دل به دنیا نبندید و آن را بر دستور خدا ترجیح ندهید.

 ١١- لباس ساده بپوشید و از پوشیدن لباس رنگی خودداری کنید.

 ١٢- از نظر مادّی به پایینتر از خود و از نظر معنوی به اولیاء الله بنگرید.

 ١٣- کار نیک خود را فراموش کنید و گناهان گذشتۀ خود را به یاد بیاورید.

 ١۴- زیاد صحبت نکنید و دعاها را زیاد بخوانید ( بخصوص دعای روز سه شنبه را ).

 ١۵- اول هر ماه ، خرج یک روز خود را صدقه بدهید { یا بدید به صندوقهای موسسه جوادالائمه یا کمیته امداد لطفا}

 ١۶- دانشهای فنی (بویژه رانندگی ، مکانیک و رادیو تلویزیون) را فرا بگیرید .{البته این جمله مربوط به اون زمانه و الان باید خیلی بیشتر از اینها بلد بود}

 ١٧ - به ورزش بخصوص کوهنوردی و شنا اهمیت بدهید. {اینجاش رو امام نفرمودند اما من عرض میکنم خدمتتون: برای همه بچه های موسسه یادگیری فنون رزمی واجب است. خصوصا بچه های گروه مالی! کیوکوشین کاراته یکی از بهترین(خشن ترین) رشته های رزمیه که در این زمینه توصیه ی اکید شده است!علاقمدان میتوانند به این جانب مراجعه کنند!البته جونشون پای خودشون!}

 ١٨ - از اخبار روز مسلمین و جهان با خبر شوید ( هر روز حداقل یک بار اخبار کامل را بشنوید).

 ١٩- بیشتر مطالعه کنید.

 اما به عنوان حُسن ختام این بحث که دستور العملهای امام خمینی است ، یک نکتۀ دیگر از امام به نقل از عروسشان خانم فاطمۀ طباطبایی اضافه می کنم که در شمارۀ ١۶٨ مجلۀ شاهد بانوان آمده است : "یکی از مسائلی که امام در روزهای آخر به من توصیه می کردند ، خواندن "دعای عهد" است . امام می فرمودند : صبحها سعی کن این دعا را بخوانی ، چون در سرنوشت دخالت دارد".

پی نوشت:سلام

رفقا همونطور که ملاحظه کردید انجام این توصیه ها حتی یه دونش هم میتونه زندگی امثال من رو متحول کنه. پس بیاید سعیمون رو بکنیم تا اونجا که میتونی یکی یکی انجامشون بدیم.

قسمت فرهنگی موسسه! هم به عنوان تشویق به کسانی که موفق به انجام این توصیه ها بشند جایزه میده البته انشاالله...

یا علی

میلاد امام رضا... تهنیت یا بقیه الله... ...  

غروب روز دلگیری

دلم غرق پریشانی

هوا هم مثل چشمم سرخ بود و خیس و بارانی

منو و دل تنگی و غربت دلی غرق پریشانی

نمی دانستم از کی آمدم بیرون کجا هستم

نمی شد پیش این مردم نشست و درد دل کرد

نمی شد قفل غمها را شکست و درد دل کرد

که نا گه آمد از نزدیکی ام آوای زیبای دل انگیزی

که گویی بند بر این رشته های پاره میزد

تو گویی که خدا از عرش بهر هر کسی که گشته آواره میزد

و یا از بهر هر بیچاره ای میزد

نمی دانستم از کی آمدم بیرون کجا هستم

دلم پر غم

که ناگه دیدم آنجا را

ز بس که غرق غم بودم نفهمیدم چگونه

نزدیک حرم بودم

و نزدیک اذان بود

 و آوای دل انگیزی که گویی حق از عرش بهر مردم بیچاره میزد

اذان بود و حرم نقاره میزد

دلم طاقت نیاورد

ایستاده نه بروی سنگ فرش صحن افتادم

صدا دادم : سلام ای ضامن آهو

ببین بیچاره ام آقا

برس بر داد من آقا

 که من بیچاره ام آقا

که ناگه یک کبوتر با صدای بالهای خود سکوتم را شکست

کبوتر ناز و سرمست

کنار حوض آن صحن حرم بنشست

کبوتر تشنه بود و آب میخورد

دل من بین سینه تاب میخورد

صدایش کردم و گفتم : کبوتر خوش بحالت

چه جایی میزنی پر خوش بحالت

دلم میخواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه میداد

خودش با دستهای مهربانش به من هم دانه میداد

دلم میخواست من هم مثل تو پرواز میکردم

به روی گنبد زردش پرم را باز میکردم

و یا با بالهایم پرچم سبز حرم را ناز میکردم

کبوتر دارم ز تو یک سوالی

کبوتر راستی جایی جز این صحن و سرا رفتی؟

اگر رفتی بگو که تا کجا رفتی؟

چه می دانی که دردم چیست؟

اصلا تا به حالا تو به عمرت کربلا رفتی؟

کبوتر از سر شب تا کنون در فکر آنجایم

اگر که جان ندادم چون که من هم پیش آقایم

کبوتر تویی که لانه ات بر عرش دنیاست

تویی که صاحبت فرزند زهراست

برو پیشش بگو آقا گدایت بی قرار است

از آن روزی که رفته کربلا چشم انتظار است

برو پیشش بگو آقا گدایت سخت اندر شور و شین است

برو پیشش بگو آقا گدایت سخت دلتنگ حسین است

 صلی الله علیک یا اباعبد الله و علی الارواح اللتی حلت بفنائک علیکم منی جمیع سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار

پی نوشت:

سلام رفقا و همکاران محترم

میلاد با سعادت رئیس موسسمون رو اول خدمت گل پسرش امام زمان(عج) و بعد هم  همه عاشقان و نوکران و دلدادگان آن حضرت تبریک میگم.

انشاالله عیدی همه بچه های جوادالائمه(ع) هر چه زودتر کربلا (انشاالله)

یا علی

 

به بهانه تولد عزیز دلمون حضرت معصومه(س)>روز دختر!< ...  
با سلام

میلاد حضرت معصومه رو به همه دوستداران آن حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم...

امروز صبح برام یه اس ام اس ببخشید! پیامک اومد از طرف یکی از دوستان... متن جالبی داشت:

(علی جان... روز دختر مبارک...) والا ما که نفهمیدیم این قضیه چه ربطی به ما داشت!!! اگر شما فهمیدید به ما هم خبر بدید لطفا... البته زیاد هم بد نشد یه روز تو سال رو برای دخترا گذاشتند... آخیییییییییی بندگان خدا! امیدوارم خوششون باشه...

خب دیگه بسه! میخواستم روز عیدی یکم مزاح کرده باشیم... برم سر اصل مطلب...

راستش همون پیامی که گفتم ذهنم رو بدجوری مشغول کرد... یاد یه چیزی افتادم نمیدونم چرا!


                                                    
 عاقد دوباره گفت: «وکیلم؟...» پدر نبود
                           ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود
گفتند: رفته گل... نه، گلی گم... دلش گرفت
                           یعنی که از اجازه بابا خبر نبود
هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
                            آن فصل های سرد که بی دردسر نبود
ای کاش نامه یا خبری ، عطر چفیه ای
                             رویای دخترانه او بیشتر نبود
عکس پدر ،مقابل آیینه ، شمعدان
                             آن روز دور سفره ، بجز چشم تر نبود
عاقد دوباره گفت: «وکیلم؟...» دلش شکست
                             یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود
او گفت: بابا اجازه بابا... بله... بله...
                                  مردی که غیر آینه ای شعله ور نبود

خواهر های خوبم روزتون مبارک... اما تو رو خدا یکم به فکر شهدا باشید... به فکر بچه هاشون باشید

این درستش نیست به خدا! این راه و رسم جوونمردی نیست!

 اونا رفتند که ما به اینجا برسیم و راحت درس بخونیم و زندگی کنیم... اونوقت ما....

و چه زیبا گفت مرحوم آغاصی( ز من پرسید فرزند شهیدی / که بابای شهیدم را ندیدی؟)

بچه های شهدا! خاک پای همتونیم... جای باباهاتون میون ما خالی نیست چون حضورشون رو حس میکنیم... انشاالله که بتونیم به اندازه توانمون از خونشون حفاظت کنیم(انشاالله)

این هم تقدیم به همه بچه های شهدا و باباهای گلشون

یاعلی و همواره با علی

دروغ میگوییم!؟!؟.... ...  

با سلام خدمت همه دوستان و همکاران محترم و عزیز

راستش شعر زیبایی به دستم رسید که دلم نیومد براتون نذارم... حرف دلم بود... حرفی که نمیشد به کسی غیر خودش بگم... خداروشکر تو عالم شعر مسایل رو میشه راحت تر عنوان کرد...

امروز میخوام صادقانه بهش بگیم... باور کنید این شعر بیانگر همون مطالبیه که اون صبح جمعه کنار خونه کعبه بهش گفتم... خداروشکر میکنم که حداقل برای یه بار هم که شده باهاش صادق بودم و راستش رو گفتم...

دیگه این جمله دروغ خیلی تکراری شده: (یا امام زمان... دوستت داریم...)

رفیقا بیاید صادق باشیم... بیاید واقعیت رو بگیم... صادق باشیم...

 

فریب ما مخور آقا دروغ میگوییم

به جان حضرت زهرا دروغ میگوییم


چه ناله ای چه فراقی چه درد هجرانی!

نیا نیا گل طاها دروغ میگوییم


تمام چشم براهی و انتظار و فراق

و ندبه های فرج را دروغ میگوییم


دلی كه مامن دنیاست جای مولا نیست

اسیر شهوت دنیا دروغ میگوییم


زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام

به پیش چشم خدا هم دروغ میگوییم


كدام ناله غربت كدام درد فراق

قسم به ام ابیها دروغ میگوییم


خلاصه ای گل نرگس كسی به فكر تو نیست!

و ما به وسعت دریا دروغ میگوییم


مرا ببخش عزیزم كه باز میگویم

نیا نیا گل طاها دروغ مي گوييم !

 

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیت و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه...

یا علی

...  
اى مرد همیشه جوان!
كدام روز سپید از پشت كوه‏هاى روز مى‏آیى؟
كدام صبح صادق، خورشید را به كوچه‏هاى تنگ كاهگلى مى‏آورى؟
كدام روز فرشتگان نام تو را بر ماذنه‏ها فریاد مى‏كنند؟
كدام روز عیسى مسیح‏علیه السلام از هفت آسمان فرود مى‏آید و به قامت‏بلند تو اقتدا مى‏كند؟
كدام روز شاعران به جاى شعر نیایش مى‏خوانند؟
كدام روز بوى گرم نان سفره‏هاى كوچك مستضعفان را پر مى‏كند؟
كدام روز فلسفه چشم‏هاى تو تدریس مى‏شود؟
آخر اى آفتاب روشن اطمینان
نام تو آواز پر جبرئیل است، در گوش هوش زمان
هزار سال است كه هر غروب دلتنگ آدینه
به سمت ظهور تو نماز مى‏گذاریم
آیا صبح نزدیك نیست؟؟؟؟؟؟؟.... 

 

خطاب به خودم می گویم. به منی که هرجایی است. به منی که رسم و راه عاشقی را نمی داند. به منی که لاف عشق می زند، اما سنگ راه شده. با خودم هستم: ای من! چرا؟! چرا قدر سوز سینه ات را نمی دانی؟! چرا قدر اشکهایت را نمی دانی؟! چرا در اعمالت تابع امامت نیستی؟!

اگر او خورشید است، برو رسم عاشقی را از آفتاب گردان یاد بگیر. ببین که آفتاب گردان فقط به سوی خورشید نگاه دارد. تنها امیدش خورشید است. ولی تو نگاهت به کجاست؟! به دست این مردم، یا به خواهش های شیطان.

چرا بهانه می گیری. می خواهی بگویی که خورشیدت پشت ابر است، می خواهی بگویی نمی توانی خورشید را ببینی؟! نگاه کن آفتاب گردان را، که وقتی خورشید از او رخ می پوشد، سر به زیر می اندازد، این معنی وفاداری به خورشید است.

ای من!

تو که خورشیدت (امام زمان) هیچ گاه از تو رو بر نمی گرداند. تو که خورشیدت همیشه بالای سرت هست، حتی اگر ابری مانع این شود که تو او را ببینی. پس چرا به جای تبعیت از نور خورشید، از نفست تبعیت می کنی. مگر بارها به تو ثابت نشده که این نفس، تو را به بیراهه می کشاند، تو را به وادی نیستی رهنمون می کند و آفتاب رهنمون توست در تاریکی ها.

 

مرد!؟!؟ ...  
سلام

درد دل صادقانه ای با مرد مردان دو دنیا -مظلوم عالم - قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم (روحی فداه)

امروز عاشقانه سلامت کنند مرد!

آن روز بین که زهر به کامت کنند مرد!

دیباچه را به نام تو آغاز کرده اند

تا در شروع متن تمامت کنند مرد!

راه تو را شبانه به کج راهه می کشند

در این خیال خام که خامت کنند مرد!

نان میخورند از اسم تو شاید به این سبب

اصرار داشتند امامت کنند مرد!

زیر سوال رفته نوای امامتت

چیزی نمانده است حرامت کنند مرد!

حالا که لحظه لحظه صداقت نیاز ماست

تقویم ها بسنده به نامت کنند مرد!

یا صاحب الزمان... ای سرور و آقای ما ... مارو بخاطر بی غیرتی و بی تفاوتیمون نسبت به خودت ببخش!

برامون دعا کن که خدا به غیرت آقا قمر بنی هاشم به ما هم غیرتی عطا کنه که اربابمون تو این روزگار غریب و بی کس و تنها نباشه!!! (آمین)

رفقا دعا کنید... نه بخاطر خودتون... بخاطر خودش... همین

یا علی